عبادات

لغت نامه دهخدا

عبادات. [ ع ِ ] ( ع اِ ) ج ِ عبادة. رجوع به عبادت و عبادة شود.
عبادات. [ ع ِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان غبوه بخش رامهرمز شهرستان اهواز واقع در 50 هزارگزی شمال باختری رامهرمز و کنار راه اتومبیل رو ویس به هفتگل. 10 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

فرهنگ معین

(عِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ عبادت، بندگی ها، اطاعت ها.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع عبادت پرستشها.
ده کوچکی است از دهستان غبوه بخش رامهرمز شهرستان اهواز.

ویکی واژه

جِ عبادت؛ بندگی‌ها، اطاعت‌ها.

جمله سازی با عبادات

💡 احکام اسلام به مجموعه فرمان‌های عملی و عبادی اسلامی گفته می‌شود. این احکام شامل آداب و مناسک اسلامی و همچنین عبادات هستند. احکام اسلام در علم فقه شرح و بسط می‌یابند و شامل دو گروه حکم تأسیسی و حکم امضایی هستند.

💡 چنان که جمله عبادات از وضوست تمام وجود آدم خاکی به آبروست تمام

💡 و گفت: یک روز خدا به من ندا کرد که هر آن بنده که به مسجد تو درآید گوشت و پوست وی بر آتش حرام گردد و هر آن بنده که درمسجد تو دو رکعت نماز کند به زندگانی تو و پس مرگ تو روز قیامت از عبادات خیزد.

💡 به‌جز قسم عبادات، مابقی بیشتر جنبهٔ حقوق اجتماعی به خود می‌گیرد.

💡 نصرآبادی گوید عبادات بطلب عذر و عفو خواستن از تقصیر آن، اولیتر از آنک طلب عوض و جزا کنی بر آن.

💡 سلیم، عبدالامیر (۱۳۸۸). «عبادات و آداب دینی». دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.