شنا

شنا

حرکت بدن در آب. شنا به چهار نوع رقابتی تقسیم می‌شود: آزاد، قورباغه، پشت و پروانه. طول مسیر مسابقه در هر رشته بین ۵۰ تا ۱۵۰۰ متر متفاوت است. استخرهای استاندارد المپیک دارای طول ۵۰ متر و هشت خط هستند. تاریخچه‌ای بسیار طولانی دارد و در آموزش جنگجویان رومی و یونانی نیز وجود داشته است. نوع رقابتی از سال ۳۶ قبل از میلاد در ژاپن برگزار می‌شد و از سال ۱۶۰۳ در مدارس به صورت اجباری آموزش داده می‌شد. ترس از عفونت در قرون وسطی باعث شد که اروپاییان از آن پرهیز کنند، اما از اواخر قرن نوزدهم، ساخت استخرهای شنا و استفاده از کلر برای ضدعفونی در مدارس و دانشگاه‌ها آغاز شد و در اوایل قرن بیستم، وجود استخرهای عمومی در پارک‌ها و باشگاه‌ها رایج گردید. نوع سبک آزاد که به کرال سینه نیز معروف است سریع‌ترین نوع آن به شمار می‌رود. این سبک را استرالیایی‌ها در اوایل قرن بیستم از بومیان جزایر دریای جنوبی آموختند. نوع قورباغه، که کندترین نوع آن است، در قرن ۱۶ ابداع شد. شنای پشت نیز در دهه ۱۹۲۰ به وجود آمد و در این سبک، سر شناگر خارج از آب قرار می‌گیرد که امکان نفس‌گیری راحت‌تر را فراهم می‌کند.

لغت نامه دهخدا

شنا. [ ش ِ ] ( اِ ) شناوری و آب ورزی باشد. ( برهان ). حرکت انسان یا جانور بر روی آب بوسیله تحرک بازوان و پاها. سباحت. ( فرهنگ فارسی معین ). دست و بغل در تداول شوشتر. شناوری و دست وپا زدن در آب و با لفظ کردن مستعمل و بمعنی شناور وشناگر مجاز است. ( آنندراج ). شناه. شناب. یعنی شناوری و بر این قیاس شناگر و شنابر و شناور: 
گرد گرداب مگرد ارت نیاموخت شنا 
که شوی غرقه چو ناگاهی ناغوش خوری.لبیبی.همه الغریق الغریق است بانگم 
که من غرقه ام در شنا میگریزم.خاقانی.رجوع به شناب، شناو، شناه و شنوشود. || قسمی از اعمال ورزش در گود. ( یادداشت مؤلف ). برسم پهلوانان باستانی شنا رفتن در زورخانه. هر دو دست را بر زمین یا بر تخته شنا تکیه دادن و پاها را به عقب کشیدن و بدن را بر دو دست فرودآوردن و بربردن است بی اصطکاک با زمین تا بازوان نیروگیرد. نام ورزشی است که هندیان آن را دند گویند و آن را شنو نیز نامند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ): 
بیم طوفان بلا در خشکیم بیش از تری 
همچو کشتی گیر از آن مشق شنا دارم به خاک.اشرف.و رجوع به شنو شود.
- تخته شنا؛ تخته ای به طول تقریباً یک متر و به عرض ده سانتی متر با دو پایه بسیار کوتاه که بر زمین نهند و زورخانه کاران دستها را بر آن تکیه دهند و پاها را از عقب کشیده دارند و بدن را بی آنکه با زمین اصطکاک یابد بر دو بازو فرودآرند و باز بالا برند تا عضلات بازو نیرو گیرد.
- شنا رفتن؛ در زورخانه و آن غیر شنا کردن بمعنی سباحت است. ( یادداشت مؤلف ).
شنا. [ ] ( اِ ) کراث جبلی است که به یونانی فراسیون نامند. ( فهرست مخزن الادویه ).
شنا. [ ش ِن ْ نا ] ( اِخ ) ناحیه ای است از اعمال اهواز. || ناحیه ای است از اعمال قسمت فرویین دجله بصره. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ معین

(ش ) (اِ. ) حرکت انسان یا جانور در زیر یا روی آب با کمک حرکات منظم وهمآهنگ دست و پا که انواع مختلف دارد.، ~ی کرال معمول ترین و سریع ترین نوع شنا در آب که در آن دست ها هر بار که از آب بیرون می آیند از کنار گوش داخل آب می شوند و همزمان با آن پاها به صورت

فرهنگ عمید

رفتن مسافتی در آب با حرکت دادن دست ها و پاها.

فرهنگ فارسی

حرکت انسان یاحیوان درروی آب بادست وپا، آشناه
( اسم ) حرکت انسان یا جانور بر روی آب به وسیله تحرک بازوان و پاها سبحت.
کراث جبلی است که بیو نانی فراسیون نامند.
شنا

جملاتی از کلمه شنا

کردم میان خون جگر آشنا بسی کان آشنای خون دلم آشنا نشد
ببر صبحت از من فراق تو یک ره که داده ست با من تو را آشنایی
از آب چشم مردم بیگانه گرد تو گرداب شد، چنان که برون شد به آشناست
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم