فرهنگ معین
(سَ ) [ ع. ] (ص. ) آسمانی.
(سَ ) [ ع. ] (ص. ) آسمانی.
آسمانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او بر آن تا مر سنایی را به خاک اندر کشد من برآنم تا سنایی را سمایی چون کنم
💡 از آنرو قبله رویت هدی للعالمین آمد که حق را مظهر کلی و گنج سر اسمایی
💡 آخرین مبارزه فیلمی به کارگردانی سیاوش شاکری و نویسندگی حبیب اله کسمایی ساختهٔ سال ۱۳۴۸ است.
💡 من شاگرد استاد کسمایی هستم و ایشان هنر من را در فیلم دروازههای پاریس کشف نمودند.
💡 تو آن یوسف لقا ماهی که در مصر الوهیت عزیز حقی و حق را هم اسم و هم مسمایی