سلب به معنای گرفتن یا حذف کردن چیزی است. در زبان فارسی، این واژه در زمینههای حقوقی و اجتماعی به کار میرود و به معنای سلب حقوق یا امتیازاتی است که فرد یا گروهی از آن برخوردار بودهاند. به عنوان مثال، سلب حق مالکیت به معنای گرفتن حق مالکیت از فرد یا گروهی است که قبلاً آن را داشتهاند.
در زمینههای دیگر، سلب میتواند به معنای حذف یا از بین بردن ویژگیها یا خصایص خاص نیز باشد. به طور کلی، این واژه به عمل یا فرآیندی اشاره دارد که در آن چیزی از فرد یا گروهی گرفته میشود.
سلیل سلب تو یک دانۀ قلادۀ مجد که جان جانها برخی آن پری وش باد
چونانکه هست خیر تو بی روی و بیریا جود و سخای بیسبب و بیسلب توراست
جایی که بر کشند مصاف از بر مصاف و آهن سلب شوند یلان از پس یلان
در اول ژانویه ۱۹۴۵ در پی حکم ژنرال دوگل، بر اساس اتهامی اثبات نشده، کمپانی از لوئی رنو سلب امتیاز گردید و کارخانه رنو، ملی اعلام شد. این شرکت، برای ۵۰ سال بعدی، تحت کنترل دولت باقی ماند. فلسفه اصلی تغییر نیافت و ابداعات متعددی همچنین در دنیای مسابقات نیز عرضه شد.
شد ز فر ماه فروردین جهان فردوس وار باغها دیبا سلب شد شاخها مرجان نگار