روانکاو

لغت نامه دهخدا

روانکاو. [ رَ ] ( نف مرکب ) آنکه متخصص وصاحب نظر در روانکاوی باشد. رجوع به روانکاوی شود.

فرهنگ عمید

متخصص در روانکاوی.

فرهنگ فارسی

آنکه متخصص و صاحب نظر در روانکاوی باشد

فرهنگستان زبان و ادب

{psychoanalyst, analyst} [روان شناسی] درمانگری که آموزش های نظری و عملی روان کاوی را دیده است و از فنون روان کاوی در درمان اختلالات روانی بهره میبرد

جمله سازی با روانکاو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از سوی دیگر برنتانو در روانکاوی وجودی به این نتیجه می‌رسد که آگاهی گربه همیشه از ابژه‌های بیرونی است ولی انسان علاوه بر ابژه‌های بیرونی بر خود نیز آگاه است که این آگاهی باعث تمایز او از سایر موجودات می‌شود.

💡 رویکرد روانکاوی اظهار می‌دارد که عوامل روان‌پریشی بدن‌نمایی اجباری، اظهار هویت جنسی از طریق نشان دادن عضو جنسی و مشاهده واکنش مخاطبان نظیر ترس، تعجب، لذت یا تنفر است. در چنین موقعیتی نمایشگر به‌طور ناخودآگاه احساس اختگی و ناتوانی جنسی می‌کند. در سایر فعالیت‌های جنسی این افراد نیز موضوع اصلی از نشان دادن ونگاه کردن مایه می‌گیرد.

💡 ارنست جونز، پزشک و روانکاو انگلیسی، یکی از شاگردان فروید بود که سهم بزرگی در رواج روانکاوی در ابعاد بین‌الملل ایفاء نمود. وی همچنین در خروج فروید از چنگ ارتش نازی در سال ۱۹۳۸ سهم مهمی داشت.

💡 وی چندین کتاب دیگر نیز در زمینه روانکاوی و روان‌شناسی و مهارتهای زندگی تألیف کرده‌است. علاوه بر اینها، تعداد زیادی مقاله در زمینه‌های مختلف تاریخی، سیاسی، اجتماعی، روان‌شناسی در مجلات معتبر زمان خود به چاپ رسانید.

💡 در سال 2002، یک مطالعه روانکاوانه روی ترز نویمان که ادعا دریافت زخم های مقدس را داشت نشان داد که زخم او ناشی از علائم اختلال استرس پس از سانحه است که در خودزنی ناخودآگاه رخ داده است.[2]

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز