رنگ آور

لغت نامه دهخدا

( رنگ آور ) رنگ آور. [ رَ وَ ]( نف مرکب ) کسی را گویند که هر دم خود را به شیوه و رنگی برآورد. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). ابن الوقت. || فریب دهنده. محیل. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). آنکه هر دم رنگی نماید و مردم را فریب دهد و آن را رنگ فروش نیز گویند، و رنگ روش نیز مخفف آن است. ( از آنندراج ). و رجوع به رنگ فروش و رنگ روش شود.

فرهنگ معین

( رنگ آور ) ( ~. وَ ) (ص مر. ) فریبنده، حیله گر.

ویکی واژه

فریبنده، حیله گر.

جمله سازی با رنگ آور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درنگ آور ایدر،همی زی به ناز بود کاید آن بخت برگشته باز

💡 چو لاله دست برآورده کشتهٔ تو ز خاک که دامن تو درین رنگ آورد در چنگ

💡 زمین هفت کشور به چنگ آورند فراوان به گیتی درنگ آورند

💡 همچو گل صد گونه رنگ آورده‌ای غنچه‌وارم دل به تنگ آورده‌ای

💡 که ازگریه لختی درنگ آورید دل خود کم ازدرد تنگ آورید

💡 گر امروز چون دی درنگ آوریم همه نام را زیر ننگ آوریم

کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز