رغه

ویکی واژه

ری‌باستان، نزدیک تهران کنونی، موطن قبیله مغان، یکی از شهرهای عمده در مشرق سرزمین ماد بشمار می‌رفت، که در قرون وسطا ری خوانده می‌شد.[۱]
↑ لغت‌نامه پهلوی که به متن ویدودات منضم است رغه را همان آتروپاتن یا ری می‌داند.

جمله سازی با رغه

💡 مرغها کاندر هوا طیران کنند در هوای عشق تو جولان کنند

💡 و از جمله دورغهای متعارف که از گناهان شدیده، و غائله آن عظیم است آن است که می گویند: خدا می داند که چنین است و حال اینکه می داند که چنین نیست و خدا خلاف آن را می داند.

💡 همین‌که ابن تومرت کلمه تینمل را از عبدالحق شنید، به یادش آمد که این نام برای او آشنا است و قبلاً آن را در یک کتاب جفر دیده‌است؛ بنابراین، به قصد این محل، راه جبال سوس را که در واقع خانه و قبیله او، هرغه، در آن‌جا بود، در پیش گرفت.

💡 از من به مرغهای چمن ای صبا بگوی کان مرغ پرشکسته گرفتار دام شد

💡 مرغها در آشیانها ز اهتزاز پر زدند و نغمه ها کردند ساز