یک حسابدار باید به طور کامل با مفهوم ذخیره و اندوخته آشنا باشد. آشنایی عمیق با این مفاهیم از جمله نیازهای اساسی یک حسابدار حرفهای است تا در حین انجام وظایف خود با چالشهای جدی روبرو نشود. بر اساس تعریف استانداردهای حسابداری، این واژه به عنوان نوعی بدهی شناخته میشود که زمان تسویه یا تعیین مبلغ واقعی آن با ابهام همراه است. در حسابداری، برای هزینههایی که به وقوع پیوستهاند، انجام میشود. پیش از بررسی تفاوتهای بین ذخیره و اندوخته در حسابداری، لازم است با مفاهیم کلی این دو اصطلاح آشنا شویم. این واژه در حسابداری به عنوان نوعی بدهی تعریف میشود که زمان و مبلغ تسویه آن با ابهام نسبتا زیادی همراه است. به عبارت دیگر، برای هزینههایی صورت میگیرد که تحقق یافتهاند، اما میزان و زمان دقیق تسویه آنها مشخص نیست. این ویژگی، ذخیره را از سایر حسابهای پرداختنی متمایز میکند. ذخیرهٔ ارزش به عملکرد یک دارایی اشاره دارد که میتواند در آینده، بازیابی یا مبادله شود و در زمان بازیابی به طور قابل پیشبینی مفید باشد. در دنیای معاصر، ابزارهای رایج برای اندوخته ارزش شامل پول، ارز و کالاهایی مانند طلا یا سرمایههای مالی هستند. نکتهای که در مورد هر وسیلهٔ اندوخته ارزشی وجود دارد، مدیریت ریسک ذاتی آن است که به ثبات ذاتی تقاضا برای دارایی مربوط میشود.
ذخیره
لغت نامه دهخدا
بهانه جویدبر حال خویش و همت خویش
کز آن مرا چه ذخیره ست و زین مرا چه سپار.فرخی ( از حاشیه لغت نامه اسدی ص 155 ).امیر گفت دریغ احمد یگانه روزگار چنو کم یافته میشود و بسیار تأسف خورد و توجع نمود و گفت که اگر بازفروختندی ما را هیچ ذخیره از وی دریغ نبودی. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 371 ). و بقاء ذکر برامتداد روزگار ذخیره نفس و به هر بها که خریده شود رایگان نماید. ( کلیله و دمنه ). و آن را در خزائن خود موهبتی عزیز و ذخیرتی نفیس شمرد. ( کلیله و دمنه ).
آرزو راذخیره امید است...
وصل امید و عمر جانور است.خاقانی.آسیا را چه ذخیره است ز چندین تک و دو.ظهیر فاریابی.ملوک زمان را کدامین ذخیره
به از ذکر باقی است ز ایام فانی.فریدن العکاشه ( معاصر شیخ ابواسحاق ).پانزده مربط فیل که او را از بهر ذخیره ایام و عدّت اوقات خصام اندوخته بود بستد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ طهران ص 336 ). گفتم ای یار توانگران دخل مسکینانند و ذخیره گوشه نشینان. ( گلستان ). || ( اصطلاح بانکی ) پشتوانه.
ذخیرة. [ ذَ رَ ] ( اِخ ) نام موضعی است ونوعی از خرما را بدانجا نسبت دهند. ( مراصدالاطلاع ).
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
( اسم ) چیزی که برای موقع احتیاج نگاهدارند پس انداز پس افکنده جمع ذخایر ( ذخائر ).
نام موضعی است و نوعی از خرما را بدانجا نسبت دهند.
جملاتی از کلمه ذخیره
بر اشک حریص عارفان را صد خنده ذخیره زیر لب دان
در خانهٔ خویش سازد از سعیات هم برگ و ذخیرهٔ زمستان را
هست ذخیره ز پی جود تو هر چه خدا در دل کان آفرید