دلدادگی

لغت نامه دهخدا

دلدادگی. [ دِ دَ / دِ ]( حامص مرکب ) دلداده گشتن. شیفتگی. عشق:
شه از دلدادگی در بر گرفتش
قدم تا فرق در گوهر گرفتش.نظامی.

فرهنگ معین

( ~. دِ ) (حامص. ) عاشق شدن.

فرهنگ عمید

شیفتگی، عاشقی.

فرهنگ فارسی

عاشق شدن دلداده گشتن.

ویکی واژه

عاشق شدن.

جمله سازی با دلدادگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لئوناردو دا وینچی معتقد بود این رنگ می‌تواند قدرت تفکر انسان را تا ده برابر افزایش دهد. در کشورهای مسیحی رنگ ارغوانی به معنای ثروت و توان‌گری است. در چین رنگ ارغوانی نماد الوهیت، جاودانگی و امروزه همچنین نماد عشق و دلدادگی می‌باشد.

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن نقش داشته‌است، می‌توان به روما، آپاسیوناتا، دلدادگی، عشق و انرژی و هم‌کلاسی‌ها اشاره کرد.

💡 ام‌البنین در واقعه کربلا حضور نداشت. هنگامی که کاروان اسیران کربلا وارد مدینه شد و او از کشته شدن فرزندانش باخبر شد؛ از سرنوشت حسین ابن علی پرسید و وقتی که خبر کشته شدن حسین را هم شنید. گفت: «ای کاش فرزندانم و تمامی آنچه در زمین است فدای حسین می‌شد و او زنده می‌ماند.» این سخنِ او را برخی دلیل دلدادگی عمیق او به اهل بیت و حسین دانسته‌اند. هر چهار فرزند او در کربلا کشته شدند.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز