درگذشته

لغت نامه دهخدا

درگذشته. [ دَ گ ُ ذَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مرده. فوت کرده. متوفی: أسلاف، سُلاّف؛ پدران درگذشته. ( منتهی الارب ). پادشاه یا شاه ماضی. پادشاه درگذشته. || تجاوز کرده. عبور کرده.
- از حد درگذشته؛ خارج از حد. خارج از اندازه: فاحش؛ چیزی که از حد درگذشته باشد. فرط؛ پشیمانی از حد درگذشته. ( دهار ).

فرهنگ عمید

۱. رفته.
۲. [مجاز] مرده، فوت شده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) فوت کرده مرده.

جمله سازی با درگذشته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سید احمد مهدوی مرندی هاشمی (زادهٔ ۱۳۱۸ – درگذشتهٔ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۷۲)، بازیگر، کارگردان، تهیه‌کننده، نویسنده و فیلمساز ایرانی بود.

💡 افیم ساموئلوویچ فرادکین (روسی: Ефим Самойлович Фрадкин؛ زاده ۳۰ نوامبر ۱۹۲۴ - درگذشته ۲۵ مارس ۱۹۹۹) یک فیزیک‌دان اهل روسیه بود.

💡 امیر الوندی‌مهر (زادهٔ ۱۶ اسفند ۱۳۷۲ – درگذشتهٔ ۲۶ آبان ۱۳۹۸) یکی از کشته‌شدگان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ ایران بود.

💡 ابوهریره (زادهٔ سال ۲۰ پیش از هجرت - درگذشتهٔ ۵۹ قمری /۶۸۱ میلادی) از علمای اسلام و یاران محمد و معاویه حاکم اموی شام بود.

💡 ادوارد گراسیمی کزارتمیان (ارمنی: Էդուարդ Գերասիմի Կզարթմյան؛ زادهٔ ۲۷ آوریل ۱۸۹۵ - درگذشته ۲۶ فوریهٔ ۱۹۷۶) آهنگساز و رهبر گروه کر اهل ارمنستان بود.

💡 ادوارد ماتئوسیان (ارمنی: Էդուարդ Մաթևոսյան؛ زاده ۷ دسامبر ۱۹۳۷ - درگذشته ۲ ژوئن ۲۰۲۰) کارگردان فیلم، فیلم‌برداری، کارگردان تئاتر اهل ارمنستان بود.

خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز