در بر

لغت نامه دهخدا

در بر. [ دَ رِ ب َ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان رودبار بخش طرخوران شهرستان اراک، واقع در 24هزارگزی شمال باختری طرخوران. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

فرهنگ عمید

در بغل، در کنار، در سینه.
* دربر داشتن: (مصدر متعدی )
۱. در بغل داشتن.
۲. شامل بودن.
* دربر کشیدن: (مصدر متعدی ) در آغوش کشیدن.
* دربر گرفتن: (مصدر متعدی )
۱. شامل بودن.
۲. = * دربر کشیدن

فرهنگ فارسی

دهی است جزئ دهستان رودبار بخش طرخوران شهرستان اراک واقع در ۲۴ هزار گزی شمال باختری طرخوران.

ویکی واژه

addosso

جمله سازی با در بر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چرا نه در خور مدحت بود کسی که کند لباس زنده یکی شاه مرده را در بر

💡 نقش هر صورت که بر اوراق امکان دید دهر کرده نقاش قدر بر روی رایاتش نگار

💡 اگر چه در بر کافور عارضت افعی است ترا چو لعل زمرد نماست گو میباش

💡 عمری بزدم این در و چون بگشادند دیدم ز درون در برون میزده‌ام

💡 اگر ز نکهت گل پیرهن کند در بر شگفت نیست که نیلوفری شود سمنش

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز