در حقوق، خیانت به جرایمی اطلاق میشود که علیه حاکمیت یا ملت انجام میگیرد. بهطور تاریخی، خیانت به حاکم یا پادشاه به عنوان خیانت ملی شناخته شده و فردی که مرتکب این عمل میشود، خائن نامیده میشود. خیانت به کشور به معنای اقدام علیه امنیت ملی از طریق برقراری ارتباط با کشوری دیگر که دارای حاکمیت و استقلال است، تعریف میشود. لازم به ذکر است که اساس جرم بودن این عمل در واقع به معنای نقض پیمان، بیوفایی و زیر پا گذاشتن حقوقی است که یک کشور و دولت نسبت به شهروندان خود دارند. تعریف دیگری از خیانت نیز وجود دارد که به سوءاستفاده از اعتماد یک فرد یا گروه و انجام عملی که به آنها آسیب مادی یا معنوی میزند، اشاره دارد. در زبانشناسی، خیانت از ریشه خَوَن به معنای مخالفت با حق و پیمان بهطور پنهانی مشتق شده است. لغتشناسان خیانت را به عنوان نقض عهد بهصورت مخفیانه تفسیر کردهاند. ولتر نیز مواردی چون خالی کردن خزانه، افشای اسرار، تحویل دوست به دشمن یا افشای محل او به دشمن را به خائن نسبت میدهد. از منظر حاکمان، خیانت به معنای اقدام عمدی یک فرد یا گروه است که منافع یک قدرت خارجی را در زمان صلح یا جنگ به ضرر کشور خود تأمین کرده و امنیت کشور و نظام حکومتی را به خطر میاندازد. مهمترین مصادیق خیانت شامل همکاری با دولتهای خارجی و ارائه اطلاعات به بیگانگان است. میلان کوندرا در کتاب هنر رمان مینویسد: خیانت به معنای خروج از صف و حرکت به سوی ناشناختههاست. خیانت در زمینههای مختلفی به کار میرود، اما در تمامی این موارد، یک مفهوم مشخص دارد: حذف و نابودی فردی که به عنوان خائن شناخته میشود.
خیانت کردن
لغت نامه دهخدا
راستی پیشه خود کن که خیانت کردن
در و دیوار جهان را عسسی میسازد.صائب ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
ویکی واژه
جملاتی از کلمه خیانت کردن
نقل است که روزی یاران را گفت: از دروغ گفتن و خیانت کردن و غیبت کردن دور باشید. باقی هرچه خواهید کنید.
راستی پیشه خود کن خیانت کردن در و دیوار جهان را عسسی می سازد