یک کم
مترادفها
کمی، اندکی، مقدار کمی، اندک
متضادها
زیاد، بسیار
ویکی واژه
کماة (کمات)
مرد با سلاح، دلاور مسلح؛
جمله سازی با یک کم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هزار تیر ملامت خریده بر دل ریش مصاف دیده نگردیده بیک کمان قانع!
💡 ای زلف تو یک کمند و بل پنجه شست سر تا به قدم پیچ و خم و چین و شکست
💡 پر کرد شمس تبریز در عشق یک کمانی کز عشق زه برآید چون آن کمان برآرم
💡 ما و گل هر دو خوش بهم باشیم زان که ما هر دو یک کمال تو ایم
💡 چو تسبیح زاهد در آن گیر و بند کم از صد نبودند در یک کمند
💡 با وجود تمام سختیها و چالشهای پیش رو، او سعی کرد یک کم به آرامش خود اضافه کند تا بتواند با تمرکز بیشتری کار کند.
💡 اگر از این مسیر کمی طولانیتر برویم، شاید بتوانیم به آن منظره زیبای کوهستانی که در نقشهها دیده بودیم، برسیم.
💡 او تصمیم گرفت یک کم از زمان استراحت خود را به مطالعه کتابهای تاریخی اختصاص دهد تا دانش خود را در این زمینه ارتقا دهد.