یک چهارم
مترادفها
ربع
متضادها
سه چهارم
لغت نامه دهخدا
یک چهارم. [ ی َ / ی ِ چ َ رُ] ( اِ مرکب ) چهاریک. یک جزء از چهار جزء. یک بخش ازچهار بخش چیزی. ربع. یک ربع. ( از یادداشت مؤلف ).
ویکی واژه
quarto
جمله سازی با یک چهارم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 میگوها در بسیاری از نقاط جهان یافت میشوند و معمولاً در بستر اقیانوسها، دریاها، دریاچهها و رودخانهها زندگی میکنند. اکثر گونهها در اقیانوسها و در آب شور زندگی میکنند. برخی از آنها مصب رودها و آب لب شور را ترجیح میدهند. در مجموع حدود یک چهارم از گونههای میگو در آب شیرین زندگی میکنند. گونههای اقیانوسی از نزدیکی سواحل تا اعماق ۵۰۰۰متری زندگی میکنند.
💡 با این حال شوچنکو در ۴ بازی آخر (یک چهارم نهایی و نیمه نهایی) تنها یک گل به ثمر رساند تا میلان گرچه به زحمت از سد المپیک لیون گذشت اما مقابل بارسلونا حذف شد.
💡 گفتنی است که زمینهای کشاورزی این شهر در دست عده که شاید کمتر از یک چهارم هست قرار دارد و سه چهارم مردم این شهر خوشنشین یا به عبارت دیگر فاقد زمین هستند؛ و این امر سبب شده این شهر و بخش یکی از مهاجر فرستترین نقاط استان باشد.
💡 حوضی است که سه فواره دارد که یکی از دو فواره آن را در یک چهارم روز پر می کند و فواره ی دومی در یک ششم روز و سومی در یک هفتم.