لغت نامه دهخدا
یک هوا. [ ی َ / ی ِ هََ ] ( ص مرکب ) جایی که هوای آن تغییر نکند. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( ق مرکب ) ( اصطلاح عامیانه ) اندکی. کمی. مقدار اندک: کفش اگر یک هوا بزرگتر باشد مناسب تر است.
یک هوا. [ ی َ / ی ِ هََ ] ( ص مرکب ) جایی که هوای آن تغییر نکند. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( ق مرکب ) ( اصطلاح عامیانه ) اندکی. کمی. مقدار اندک: کفش اگر یک هوا بزرگتر باشد مناسب تر است.
(یِ یا یَ. هَ ) ۱ - (ص مر. ) جایی که هوای آن تغییر نکند. ۲ - (ق مر. ) (عا. ) مقدار اندک، اندازة کوچک تر: فلانی یک هوا از شما بلندتر است.
(صفت )۱- جایی که هوای آن تغییرنکند. ۲- مقداراندک انداز. کوچک: فلان یک هواازشما بلندتراست.
جایی که هوای آن تغییر نکند.
مقدار اندک، اندازة کوچک تر: فلانی یک هوا از شما بلندتر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر چند قلزم عشق بر یک هواست دایم در هر سر حبابی از شوق او هوایی است
💡 ادیک هوانسیان (ارمنی: Էդիկ Հովհաննիսյան) یک مجموعهدار سکه و اسکناس ارمنیتبار اهل ایران است.
💡 گشته یکسو ژاله ریز و، سوی دیگر غنچه ساز یک هوا گاهی زره ساز است و، گه پیکانگر است
💡 چون بتحریک هوا رغبت دنیاش کنند دور ازان عیش و طرب قابل بیداد و جفا
💡 نیم داغ گلی تا هر دو رویم یک هوا سوزد دلم در آتش خویی نمی سوزد که واسوزد