یوخ

داهی یوخ تاب و توان جسم ضعیفیمده منیم / یا کی آل جانیمی یا دردیمی درمانه یئتیر

در این شعر ترکی، واژه یوخ به معنای نیست یا عدم است. شاعر به ضعف جسمی یا روحی خود اشاره می‌کند و از نبود تاب و توان در خود صحبت می‌کند.

در ادامه، از خدا می‌خواهد که یا جانش را بگیرد یا دردش را درمان کند، که نشان‌دهنده‌ی ناامیدی و نیاز به کمک است.

لغت نامه دهخدا

یوخ. ( ع اِ ) این صورت را لیث آورده و معنی آن نگفته است و گفته است بر این بنا جز یوم نیامده است. ( ازمنتهی الارب ). یوم. ( ناظم الاطباء ). رجوع به یوم شود.

فرهنگ فارسی

این صورت را لیث آورده و معنی آن نگفته است و گفته است بر این بنا جزیوم نیامده است. یوم.

ویکی واژه

نیست، موجود نیست.
نه، خیر، نخیر.

جمله سازی با یوخ

💡 از پس یوخه بخواب اندر شدند باز اندر عالم دیگر شدند

💡 ایلیوپدور نقطه خالین منی پرگار سیز یوخسا دریا اوزره هر بیر قطره نین دورانی وار