یلمق

لغت نامه دهخدا

یلمق. [ ی َ م َ ] ( معرب، اِ ) معرب یلمه که به معنی قباست. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). مأخوذ از یلمه فارسی و به معنی آن. ج، یلامق. ( ناظم الاطباء ). معرب یلمه فارسی. قبا. ( از المعرب جوالیقی ص 355 ) ( یادداشت مؤلف ). یلمه. ( دهار ). و رجوع به یلمه شود. || زره دارای چند تکه. ( از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(یَ مَ ) [ معر. ] (اِ. ) معرب یلمة فارسی به معنی قبا. ج. یلامق.

فرهنگ عمید

= یلمه

فرهنگ فارسی

(اسم ) قبا جام. پوشیدنی: وچون آفتاب جهانتاب درنقط. حمل که بیت الشرف اوست بنفخات نسیم بهاری وقطرات مدامع ابر آزاری زمین را سندس اخضر و کوهسار را یلمق احمر....

ویکی واژه

معرب یلمة فارسی به معنی قبا.
یلام

جمله سازی با یلمق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نشاط در دل و در دست جام لعل مذاب شراب در دست و در پاکشان کشان یلمق

💡 گهی ز آب کند تازه چهرهٔ گلزار گهی ز باد کند باز لاله را یلمق

💡 پوشد ز زشک یلمق تو اطلس آفتاب پیش رخ تو ذره بود واپس آفتاب

ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز