یشب. [ ی َ ] ( معرب، اِ ) سنگی است و آن معرب یشم است به ابدال میم به باء مانند لازم و لازب. ( از تاج العروس ). مأخوذ از یشپ فارسی و به معنی آن. ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). یشم. یشف. معرب یشم و آن سنگی است. یصب. یصم. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به یشم و الجماهر ص 198 و صیدنه ابوریحان بیرونی شود.
سنگی است و آن معرب یشم است به ابدال میم به بائ مانند لازم و لازب یشم
سنگی است و آن معرب یشم است، به ابدال میم به باء مانند لازم و لازب. ماخوذ از یشپ فارسی و به معنی آن. یشم. یشف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیشبش در خواب دیدم با رخ چون آفتاب آن چنان فرخ شبی دیگر نمیبینم به خواب
💡 دیشب که بکوی یار میگردیدم دانی که پی چه کار میگردیدم
💡 شمع او بخت امم را کوکب است روشن از وی امشب و هم دیشب است
💡 دیشب به کوی او شدم از رشک بدگمان رنگ شکستهٔ عجبی ماهتاب داشت
💡 و ساعدتک اللیالی فاغتررت بها و عند صفو اللیالی یشبه الکدر
💡 دیشب به یاد روی تو ای رشک آفتاب شُستم ز سیلِ اشک من از دیده نقشِ خواب