لغت نامه دهخدا
هاسر. ( پهلوی، اِ ) مقدار یک فرسنگ. در کتاب پهلوی بندهشن، فصل 26 فقره 1، درباره اندازه هاسر آمده است: «یک هاسر، یک فرسنگ و یک فرسنگ هزار گام و هر گام دو پاست ». و دو هاسر به اندازه یک اسپراس است. ( فرهنگ ایران باستان پورداود ص 225 ).
هاسر. ( پهلوی، اِ ) مقدار یک فرسنگ. در کتاب پهلوی بندهشن، فصل 26 فقره 1، درباره اندازه هاسر آمده است: «یک هاسر، یک فرسنگ و یک فرسنگ هزار گام و هر گام دو پاست ». و دو هاسر به اندازه یک اسپراس است. ( فرهنگ ایران باستان پورداود ص 225 ).
(سْ ) [ په. ] (اِ. ) واحد مسافت در ایران باستان و آن معادل یک فرسنگ بود.
(اسم ) واحدمسافت درایران باستان و آن معادل یک فرسنگ و یک فرسنگ معادل هزار گام و هر گام معائل دو پا بود و دو هاسر معادل یک اسپراس.
واحد مسافت در ایران باستان و آن معادل یک فرسنگ بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عاشقی در بندگیهاسر براهم کرده است بی نیاز از بندگان لطف الهم کرده است