لغت نامه دهخدا
گویندگی. [ ی َ دَ / دِ ] ( حامص ) عمل گوینده. سخنگویی. سخن سازی. سخنوری. سخنسرایی. نطق کردن:
زبان چرب گویندگی فرّ اوست
دلیری و مردانگی پرّ اوست.فردوسی ( شاهنامه ج 4 ص 1967 ).
گویندگی. [ ی َ دَ / دِ ] ( حامص ) عمل گوینده. سخنگویی. سخن سازی. سخنوری. سخنسرایی. نطق کردن:
زبان چرب گویندگی فرّ اوست
دلیری و مردانگی پرّ اوست.فردوسی ( شاهنامه ج 4 ص 1967 ).
(یَ دِ ) (حامص. ) ۱ - سخن گویی، نطق. ۲ - خوانندگی (آواز )، قوالی.
۱. شغل و عمل گوینده.
۲. گوینده بودن.
۱ - سخنگویی نطق. ۲ - خوانندگی ( آواز ) قوالی: مثل حافظ احمد قزوینی که در گویندگی طاق و در پیچش آواز و نمک خوانندگی شهر. آفاق بود.
سخن گویی، نط
خوانندگی (آواز)
، قوالی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او بفرمودستمان این بندگی نیست ما را از خود این گویندگی
💡 او گویندگی صدای ربات بیمکس را در ۶ ابرقهرمان بر عهده داشته است.
💡 «درینک وتر» کت چشمهٔ زندگی بجوشد زلب گاه گویندگی
💡 تهامی در سالهای دههٔ چهل، در فیلمهای موزیکال اشکها و لبخندها و بانوی زیبای من، هر دو به مدیریت دوبلاژ علی کسمایی، بهترتیب بهجای کریستوفر پلامر و رکس هریسون و نیز در فیلم معما بهجای کری گرانت گویندگی کردهاست.
💡 محمد حسین هاشمی چند دهه سابقه گویندگی در امور ایرانی و اجرای برنامههای مختلف تلویزیونی از جمله مسابقههای تلویزیونی، جُنگهای شبانه و دیگر موارد مشابه را در کارنامه خود دارد.[نیازمند منبع غیر اولیه]
💡 ابوالحسن تهامی نخستین وعده دیدار که اولین فیلم دوبله شده به زبان فارسی است را مجدداً پس از ۷۵ سال دوبله کرده و به جای یکی از شخصیتهای نقش اصلی گویندگی کردهاست.[نیازمند منبع]