لغت نامه دهخدا
گوشان. ( اِ ) عصیر و فشرده انگور را گویند. ( برهان ). شیره انگور را گویند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). || گوشه ( شعوری )، اما شواهدی که آورده شاهد گوشانه است نه گوشان. رجوع به گوشانه شود.
گوشان. ( اِ ) عصیر و فشرده انگور را گویند. ( برهان ). شیره انگور را گویند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). || گوشه ( شعوری )، اما شواهدی که آورده شاهد گوشانه است نه گوشان. رجوع به گوشانه شود.
(اِ. ) افشرة انگور، شیرة انگور.
( اسم ) افشرد. انگور شیر. انگور.
💡 تو ز ما فارغی و حلقه به گوشان درت گوش امید به در، منتظر فرمانند
💡 قمری بود ز حلقه به گوشان سرو و من آن قمریم که سرو بود پای بست من
💡 گرچه از حلقه به گوشان قدیم است ترا صائب دلشده شرمنده انعام تو نیست
💡 خال را می کند از حلقه بگوشان خط سبز عاقبت دزد گرفتار عسس می گردد
💡 تا آسمان ز حلقه به گوشان ما شود کو عشوهای ز ابروی همچون هلال تو