فرهنگ فارسی
( صفت و اسم ) ( باغبانی ) گیاهانی را گویند که بواسط. زیبایی برگ یا رنگین بودن برگها بمنظور تزیین در باغها و اطاقها نگهداری میشوند. مهمترین گیاهان گل برگی عبارتند از نخل بادبزنی شویدی ( شبتی ) بگونیا سرخس سرو موز و غیره.
( صفت و اسم ) ( باغبانی ) گیاهانی را گویند که بواسط. زیبایی برگ یا رنگین بودن برگها بمنظور تزیین در باغها و اطاقها نگهداری میشوند. مهمترین گیاهان گل برگی عبارتند از نخل بادبزنی شویدی ( شبتی ) بگونیا سرخس سرو موز و غیره.
💡 چو طاووسی نشسته بر پر زاغ چو بادی کاورد گلبرگی از باغ
💡 ز باغ لطف تو بینیم تازه گلبرگی جمال غنچه دهانان و گلعذاران را
💡 ز باغ لطف گلبرگیست خندان گل خندان به بستان به که زندان
💡 در جماعت خود شکن گردد خودی تا ز گلبرگی چمن گردد خودی
💡 ز سنبل در خط آمد لاله زارش چو گلبرگی که باشد مشک خارش
💡 مشهد بخت مرا پژمرده گلبرگی رسید بسکه از بذل چمن گردید بی مقدار گل