گسیل کردن به معنای ارسال یا فرستادن چیزی به سمت مقصدی خاص است. این واژه در زمینههای مختلفی مانند ارسال پیام، کالا یا اطلاعات به کار میرود.
به عنوان مثال، در ادبیات، شاعر میتواند شخصیتی را برای انجام مأموریتی خاص به سفر گسیل کند تا تجارب جدیدی را کسب کند و داستانی تازه را رقم بزند.
همچنین در داستانهای تاریخی، ممکن است یک پادشاه فردی را برای مذاکره با دشمنانش گسیل کند تا صلحی برقرار سازد.
این واژه نشاندهنده عمل انتقال و ارسال است و میتواند در زمینههای مختلف اجتماعی و ادبی به کار رود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و بونصر بازگشت که سخت بسیار رنج دیده بود از گسیل کردن نامههای فتح و مبشّران. و مرا نوبت بود بدیوان رسالت مقام کردم. فرّاش آمد و مرا بخواند، با دوات و کاغذ پیش رفتم پیش تخت، اشارت کرد نشستن، بنشستم. گفت: بنویس آنچه میباید که از آمل و طبرستان حاصل شود و آنرا بوسهل اسمعیل حاصل گرداند.
💡 و پس از گسیل کردن رسول امیر از سپاهان حرکت کرد با نشاط و نصرت، پنج روز باقی مانده بود از جمادی الاخری برطرف ری؛ چون بشهر ری رسید، مردمان آنجا خبر یافته بودند و تکلّفی کرده و شهر را آذین بسته بودند آذینی از حدّ و اندازه گذشته.
💡 «وَ لَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ» چون ایشان را بساخت گسیل کردن را، «قالَ ائْتُونِی بِأَخٍ لَکُمْ مِنْ أَبِیکُمْ» گفت آن برادر هم پدر خویش بر من آرید، «أَ لا تَرَوْنَ» نمیبینید، «أَنِّی أُوفِی الْکَیْلَ» که من بهره حاضر کیل او تمام میسپارم، «وَ أَنَا خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ (۵۹)» و نیک میزبانی من نمیبینید.