لغت نامه دهخدا
گرونده. [ گ ِ رَ وَ دَ / دِ ] ( نف ) آنکه گرود. مؤمن. متدین. معتقد.
گرونده. [ گ ِ رَ وَ دَ / دِ ] ( نف ) آنکه گرود. مؤمن. متدین. معتقد.
(گِ رَ وَ دِ ) (ص فا. ) مؤمن، متدین، معتقد.
ایمان آورنده.
( اسم ) آنکه بدینی و مذهبی گرود مومن معتقد جمع: گروندگان ای گروندگان. بترسید از خدای و بنگرید که هر کس که پیش خود فرستید مر فردا را...
مؤمن، متدین، معتقد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَ الْمُطَلَّقاتُ زنان طلاق داده یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ درنگ کنند بتن خویش ثَلاثَةَ قُرُوءٍ سه پاکی وَ لا یَحِلُّ لَهُنَّ و نه رواست زنان را أَنْ یَکْتُمْنَ که از بهر شتافتن را به تزویج پنهان دارند ما خَلَقَ اللَّهُ فِی أَرْحامِهِنَّ فرزندی که خدای در رحم ایشان آفرید، إِنْ کُنَّ یُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ اگر با خدای گروندهاند و بروز رستاخیر، وَ بُعُولَتُهُنَّ و شوهران ایشان أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِی ذلِکَ حقتراند و سزاوارتر بایشان از شوی دیگر تا عدّت بنگذرد، إِنْ أَرادُوا إِصْلاحاً اگر خواهند که آشتی کنند وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ و زنان را بر مردان همچنانست که مردان را بر زنان از پاک داشتن خویش و خوش داشتن بِالْمَعْرُوفِ بر اندازه توان وَ لِلرِّجالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَةٌ و مردان را بر زنان در معاملت یک درجه افزونی است وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ (۲۲۸) و خدای توانا است دانا.
💡 إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً در آن عبرتی است، وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ (۶۷) و بیشتر مردمان گرونده نیستند.