گرداله
مترادفها
گردابه، گودال
فرهنگ معین
(گِ لِ ) (اِمر. ) ۱ - خاکه ذغال که آن را به صورت گلوله درمی آورند و به عنوان سوخت استفاده می کردند. ۲ - قطعه سنگ تقریباً صاف و معمولاً بزرگتر از قلوه سنگ.
ویکی واژه
خاکه ذغال که آن را به صورت گلوله درمی آورند و به عنوان سوخت استفاده میکردند.
قطعه سنگ تقریباً صاف و معمولاً بزرگتر از قلوه سنگ.
جمله سازی با گرداله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شده گردالها هر سو نمودار بلورین کاسه های ته نشان کار
💡 قایقرانان حرفهای باید در هنگام حرکت در رودخانههای پرآب، مراقب گردالههای ناگهانی باشند که میتوانند قایق را به زیر آب بکشند.
💡 در مرکز این برکه بزرگ، یک گرداله کوچک ایجاد شده بود که باعث میشد برگهای خشک روی سطح آب به صورت چرخشی حرکت کنند.
💡 ناگهان یک گرداله عظیم در میان اقیانوس شکل گرفت که باعث حرکت نامنظم امواج و ایجاد خطرات جدی برای کشتیهای عبوری شد.