فرهنگ معین
( ~ِ ) (ص مر. ) (عا. ) کنایه از: سفید شدن مو.
( ~ِ ) (ص مر. ) (عا. ) کنایه از: سفید شدن مو.
(عا.)
کنایه از: سفید شدن مو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو چون پیری برو منگر ز پس باز که از پس ننگرد پیری به کس باز
💡 بر خاست گرد پیریم از شاهراه عمر معلوم شد که میرسد اینک سوار مرگ!
💡 به تنها یکی در بیابان چو بید سر و مویش از گرد پیری سپید
💡 اینکه بینی گرد پیری نیست بر رخسار ما خاک بر سر در عزای نوجوانی کرده ایم
💡 اما دیگر گرد پیری و خستگی از آن همه سال تلاش و فعالیت و یک لحظه آرام و قرار نداشتن کمکم بر صورت آلنی مینشست…
💡 گرد پیری نشسته بر پشتش کثرت سن شکسته دندانش