گرد پیری

متضادها

جوانی

فرهنگ معین

( ~ِ ) (ص مر. ) (عا. ) کنایه از: سفید شدن مو.

ویکی واژه

(عا.)
کنایه از: سفید شدن مو.

جمله سازی با گرد پیری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تو چون پیری برو منگر ز پس باز که از پس ننگرد پیری به کس باز

💡 بر خاست گرد پیریم از شاهراه عمر معلوم شد که میرسد اینک سوار مرگ!

💡 به تنها یکی در بیابان چو بید سر و مویش از گرد پیری سپید

💡 اینکه بینی گرد پیری نیست بر رخسار ما خاک بر سر در عزای نوجوانی کرده ایم

💡 اما دیگر گرد پیری و خستگی از آن همه سال تلاش و فعالیت و یک لحظه آرام و قرار نداشتن کم‌کم بر صورت آلنی می‌نشست…

💡 گرد پیری نشسته بر پشتش کثرت سن شکسته دندانش

💡 وقتی پیرمرد در آینه نگاه کرد، خطوط عمیق و گرد پیری را بر پیشانی خود مشاهده کرد که نشان از سال‌ها کار سخت و سختی‌های زندگی داشت.

💡 او سعی می‌کرد با استفاده از کرم‌های ضد چروک، از بروز زودرس گرد پیری جلوگیری کند تا همیشه در میان دوستانش جوان و سرزنده به نظر برسد.

💡 در داستان‌های قدیمی، شاعران همیشه از گرد پیری به عنوان نشانه‌ای از گذر زمان و گذشت دوران جوانی و شکوه و جلال استفاده می‌کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران