گاو ماده
متضادها
گاو نر
لغت نامه دهخدا
گاو ماده. [ وِ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گاو شیرده. ماده گاو: ماریه؛ گوساله ماده سپیدرنگ و گاو ماده با بچه سپید تابان بدن. مریه؛ گاو ماده با بچه سپید تابان رنگ. ( منتهی الارب ). زهرآء و ازهر؛ گاو ماده دشتی. قفخة؛ گاو ماده گشن خواه. ( منتهی الارب ). رجوع به گاو شود.
فرهنگ فارسی
گاو شیرده
فرهنگستان زبان و ادب
{cow} [علوم و فنّاوری غذا] گاو مادۀ بالغ
ویکی واژه
گاو مادۀ بالغ.
جمله سازی با گاو ماده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به معنای گاو دریایی است. معتقدند که روح این حیوان از یک گاو ماده زاده شدهاست و در دریا زندگی میکند.
💡 همه نرخر زماده خر گرفته ز گاو ماده گاو نر گرفته
💡 هنگامی بروز میدهد که هردو الل بهطور همزمان نمایان شوند. گوسالهی "قرمز" نمونهای از این پدیده است که از گاو نر "قرمز" و گاو مادهٔ "سپید" به دست میآید. گوسالهٔ "قرمز" دارای نقشیهای سپید در میان پشم سرخ خود میباشد. این پدیده همچنین از گاو نر "سپید" و مادهٔ "قرمز" رخ میدهد.