کیوان
کیوان در واقع نام فارسی سیاره زحل (Saturn) است، زحل یکی از سیارات منظومه شمسی و ششمین سیاره از خورشید به شمار میرود. این سیاره به خاطر حلقههای زیبای خود شناخته شده است و دومین سیاره بزرگ پس از مشتری (Jupiter) است.
ویژگیهای این سیاره:
ساختار و ترکیب:
زحل یک سیاره گازی است که عمدتاً از هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است. این سیاره سطح مشخصی ندارد و احتمالاً دارای یک هسته سنگی در مرکز خود است.
این سیاره نسبت به آب چگالی کمتری دارد و به همین دلیل میتواند روی آب شناور بماند.
حلقهها:
یکی از ویژگیهای بارز کیوان، حلقههای آن است که از ذرات یخی و مقداری سنگ تشکیل شدهاند. این حلقهها بسیار زیبا و چشمنواز هستند و به راحتی با تلسکوپهای کوچک قابل مشاهدهاند.
قمرها:
این سیاره دارای 146 قمر شناخته شده است که بزرگترین آنها تایتان (Titan) نام دارد. تایتان به خاطر داشتن جو و دریاهای هیدروکربنی، منحصر به فرد است و تنها قمر در منظومه شمسی است که جو قابل توجهی دارد.
مدت زمان گردش:
کیوان به دور خورشید در فاصلهای حدود 1.4 میلیارد کیلومتر (تقریباً 9.5 واحد نجومی) میچرخد و یک دور کامل به دور خورشید را در حدود 29.5 سال زمینی انجام میدهد.
جو:
جو سیاره زحل عمدتاً از هیدروژن و هلیوم تشکیل شده و در آن مقدار کمی از گازهای دیگر مانند آمونیاک و متان نیز وجود دارد. این جو باعث ایجاد الگوهای جوی و طوفانهای بزرگ در سطح سیاره میشود.
پدیدههای جوی:
این سیاره دارای طوفانهای بزرگی است که میتوانند به سرعتهای بسیار بالا برسند. همچنین، در قطبهای کیوان الگوهای خاصی از ابرها وجود دارد که به شکل ششضلعی هستند.
مترادفها
زحل
لغت نامه دهخدا
کیوان. [ ک َی ْ / ک ِی ْ ] ( اِخ ) زحل. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 372 ). نام ستاره زحل است. ( فرهنگ جهانگیری ). نام ستاره زحل است که در فلک هفتم می باشد. ( برهان ) ( غیاث ). نام کوکب زحل است که در فلک هفتم می باشد و از همه کواکب اعلی و اعظم است، و کی به معنی بزرگ و «ون » و «وان » به معنی مانند است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). زحل. یکی از سیارات منظومه شمسی میان برجیس ( مشتری ) و اورانوس. به عقیده قدما این ستاره در فلک هفتم جای دارد و آن را دورترین ِ کواکب گمان می برده اند. نجم ثاقب. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). کیوان اسم ایرانی نیست و بابلی است و ظاهراً ایرانیها اسمی برای زحل نداشته اند. ( گاه شماری تألیف تقی زاده حاشیه ص 204 ). مأخوذ از بابلی، در الواح بابلی، کیوانو. عبری، کیوان. ( حاشیه برهان چ معین ). نام ستاره هفتم از هفت سیاره است... و نزد منجمان نحس اکبر است. ( از فرهنگ نظام: زحل )
فرهنگ معین
(کَ ) (اِ. ) سیارة زحل.
فرهنگ عمید
= زحل
فرهنگ فارسی
عباس ابن اسماعیل بن علی بن معصوم قزوینی مشهور بحاج ملاعباسعلی کیوان از علمای دینی و عارف و واعظ ( و. قزوین ۱۲۷۷ - ف. ۱۳۷۷ ه.ش. ). وی پس از تحصیل در نجف و کربلا و سامره اجازه اجتهاد گرفت و بخراسان رفت. در آنجا نزد حاج ملا- سلطانعلی بتحصیل عرفان و تصوف پرداخت. در اواخر عمر از تصوف بیزار گردید و کتابهایی در رد آن نوشت. وی مفسر قر آن به عربی و فارسی است که چند مجلد آن بطبع رسیده اشعار خیام را شرح کرده و ار جمله تالیفات وی از: [ کیوان نامه ] [ عرفان ] [ میوه زندگانی ] [ فریاد بشر] را باید نام برد. کیوان معتقد است که بزرگترین عارف و صوفی خیام و بزرگترین حکیم بوعلی سیناست. وی عرفان را بعرفان علمی و عرفان عملی تقسیم نمود و سلوک و درویشی را عرفان عملی میداند.
فرهنگ اسم ها
اسم: کیوان (پسر، دختر) (فارسی) (طبیعت، کهکشانی) (تلفظ: keyvān) (فارسی: کيوان) (انگلیسی: keyvan)
معنی: زحل، پادشاه گیتی، محافظ و نگهبان شاه، ( در قدیم ) ( به مجاز ) آسمان، به علاوه ( در قدیم ) ( به مجاز ) آسمان، ستاره زحل، نام یکی از بزرگان دربار بهرام گور پادشاه ساسانی
جمله سازی با کیوان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای کودکی که قدر تو کیوان پیر شد بخت جوان چو دایه همی پرورد تو را
💡 خداوند کیوان و گردان سپهر ز بنده نخواهد به جز داد و مهر
💡 نگاریده این نقش های سپهر چو هرمزد و بهرام و کیوان و مهر
💡 اشکفت کیوان در شهرستان سلسله، روستای پرسک علیا واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ مهر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۰۶۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.