کینما
مترادفها
سینما
ویکی واژه
کینما (جمع کینماها)
(زبانشناسی) بن یه بُنجمله (کارواژه/فعل یا ربطواژه) که زمان انجام یه فرایند یا ارتباط را میرساند؛ و بنجملهها از گردانش/صرف آنها ایجاد میشوند. در فارسی نوین شامل سه نوع بنگذشته، بنکنون و بنآینده هستند: خورد خور خورین
جمله سازی با کینما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استوکس قبل از به امضا رساندن قرارداد با آرسنال، در تیمهای پایهٔ کینمالاق، اسکر سلتیک، چری اورچرد و شلبورن بازی کرده بود.