کوری

نابینایی به حالتی گفته می‌شود که در آن فرد به‌طور کامل یا تا حد بسیار زیادی توانایی دیدن و بهره‌گیری از حس بینایی را از دست می‌دهد. در متون و فرهنگ‌های لغت فارسی، از جمله در آثاری مانند برهان، آنندراج و ناظم‌الاطباء، کوری به معنای نابینایی و نداشتن قدرت دید تعریف شده است. این واژه در زبان فارسی برای توصیف وضعیتی به کار می‌رود که در آن چشم یا دستگاه بینایی قادر به دریافت و پردازش نور و تصویر نیست.

در برخی منابع لغوی و علمی، کوری به‌صورت «فقدان حس باصره» نیز تعریف شده است. بر اساس این تعریف، فرد نابینا از نعمت بینایی محروم است و نمی‌تواند اشیاء، رنگ‌ها و محیط پیرامون خود را از طریق چشم درک کند. در فرهنگ فارسی معین نیز نابینایی به همین معنا، یعنی از دست رفتن یا نبودن توانایی دیدن، آمده است. همچنین در برخی متون کهن و تفسیری، واژهٔ «عُمی» به‌عنوان معادل عربی نابینایی ذکر شده و برای بیان همین مفهوم به کار رفته است.

مرحوم علی‌اکبر دهخدا نیز در یادداشت‌های خود کوری را «بطلان حاسهٔ بصر» دانسته است؛ بدین معنا که حس بینایی به‌طور کامل از کار افتاده یا دچار اختلال اساسی شده باشد. این تعریف نگاهی دقیق‌تر و علمی‌تر به مفهوم نابینایی دارد و آن را نه صرفاً ناتوانی در دیدن، بلکه از کار افتادن یکی از حواس اصلی انسان می‌داند. در مجموع، کوری یا نابینایی مفهومی است که در منابع مختلف لغوی و علمی به شکل‌های گوناگون بیان شده، اما در همهٔ آن‌ها به نبود یا اختلال شدید در حس بینایی اشاره دارد.

لغت نامه دهخدا

کوری. ( حامص ) نابینایی را گویند. ( برهان ). نابینایی. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نابینایی. فقدان حس باصره. ( فرهنگ فارسی معین ). عمی. ( ترجمان القرآن ). بطلان حاسه بصر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
ز کوری یکی دیگری را ندید
همی این بر آن، آن بر این بنگرید.فردوسی.همه مردمش کور بودی به چشم
یکی را ز کوری ندیدم به خشم.فردوسی.به دیده کوری دختر نبیند
همان داماد بی آهو گزیند.( ویس و رامین از امثال و حکم ج 3 ص 245 ).بدین کوری اندر نترسی که جانت
بناگاه از این بند بیرون جهد.ناصرخسرو.آن یکی کوری همی گفت الامان
من دو کوری دارم از اهل زمان.مولوی.کوری عشق است این کوری من
حب یعمی و یصم است ای حسن.مولوی.نخواهم گندم سلطان صانع
به کوری گردم از دو دیده قانع.امیرخسرو ( از فرهنگ رشیدی ).کَمَه ْ؛ کوری مادرزادی. ( منتهی الارب ).
- شب کوری؛ عشا. عشاوره. ( منتهی الارب ). عاجز بودن از دیدن در شب. فقدان یا ضعف بینایی در شب.
- کوری چشم فلانی؛ یعنی به رغم او. ( از آنندراج ). به رغم فلان. ( از غیاث ):
کوری چشم رقیبان بینش ما شد زیاد
همچو آتش خار اگر در دیده ما ریختند.صائب ( از آنندراج ).- کوری کسی؛ علی رغم او. بر خلاف آرزوی او:
گفته ام پیغام جانان بود از آن بستم زبان
کوری نامحرم این طومار را پیچیده ام.نادم گیلانی ( از آنندراج ).- کوری تو یا کوری ترا؛ به رغم انف تو. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
بزیم کوری ترا چندان
که دگر ره ریی به دازه من.؟ ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).- کوری و کبودی، کبودی و کوری؛ کنایه از سیه روزی و بدحالی و غم و اندوه. ( آنندراج ). کنایه از سیه روزی و بدحالی. ( فرهنگ فارسی معین ). حالت چیزی که ناقص و رسوا یا زشت و نادلپذیر است.( کلیات شمس چ فروزانفر جزو 7 ص 405 ):
کبودی و کوری درآمد به چرخ
که بغداد را کرد بی کاخ و کرخ.نظامی ( از آنندراج ).برون از خطه چرخ کبودش
رهیده جان ز کوری و کبودی.( کلیات شمس ایضاً ).بی چشم خطت بنفشه و نرگس را

فرهنگ معین

(حامص. ) نابینایی.

فرهنگ فارسی

خاندانی فرانسوی که چند تن از دانشمندان بزرگ از آن برخاسته اند: پیر کوری فیزیکدان فرانسوی ( و. پاریس ۱۸۵۹ - ف. ۱۹٠۶ م. ). وی تحصیلات خود را در سربن بپایان رساند و پس از گرفتن درجه دکتری استاد فیزیک سربن گردید. پیر- کوری [ پیزو الکتریسیته ] و [ تقارنها] را در فیزیک کشف کرد و [ قانون کوری ] را درباره ظرفیت الکتریسیته بوجود آورد وی بهمکاری زنش ماری کوری [ رادیوم ] را کشف کرده و بعضویت فرهنگستان فرانسه پذیرفته شد. یا ماری اسکولودوسکا فیزیکدان ( و. ورشو ۱۸۶۷ - ف. ۱۹۳۴ م. ) وی پس از پایان تحصیل در ورشو و مدتی کار در آزمایشگاه فیزیک شهر کراکوی به پاریس رفت و در سر بن بتحصیل مشغول شد. در سال ۱۸۹۵ با پییر کوری ازدواج کرد و در دانشسرای عالی دختران در شهر [ سور] فرانسه استاد فیزیک شد. ماری کوری در سال ۱۸۹۸ نیز فلز رادیوم را که بیش از تمام فلزات خاصیت رادیو آکتیویته دارد بکمک [ ژ. بمون ] کشف نمود. بسبب این کشف بزرگ در سال ۱۹٠۳ جایزه نوبل را گرفت و در سال ۱۹۱۱ نیز دوباره جایزه نوبل را در شیمی بمناسبت تجزیه رادیوم از کلرید آن دریافت کرد.
( اسم ) غله ایست خود روی که آنرا چینه و خوراک مرغان کنند: چه مانم از پی شاماخ و کوری ز شور خاکیان در خاک شوری ? نخواهم گندم سلطان صانع بکوری گردم از دو دیده قانع. ( امیر خسرو )
ظرف چرمین بزرگی که دواها را جهت فروش در آن ریزند.

دانشنامه عمومی

کوری (استونی). کوری ( به لاتین: Kuri ) یک منطقهٔ مسکونی در استونی است که در دهستان پوهالپا واقع شده است.
کوری (بدخشان). کوری ( به لاتین: Kowri ) یک منطقهٔ مسکونی در افغانستان است که در ولسوالی تگاب واقع شده است.
کوری (رمان). کوری ( به پرتغالی: Ensaio sobre a Cegueira ) رمانی از ژوزه ساراماگو که نخستین بار در سال ۱۹۹۵ منتشر شد. ساراماگو که در سال ۱۹۹۸ جایزهٔ نوبل ادبیات را به دست آورد در این رمان از کوریِ آدم ها سخن گفته است. در این رمان، هاله ای سفیدرنگ بعد از کور شدن افراد مقابل چشمانشان ظاهر می شود. ساراماگو در این رمان، از تلمیح استفاده کرده و با اشاره به نوشته های قدیمی، اثرش را زیباتر و تأثیرگذارتر کرده است. روزنامه ی تایمز ( نیویورک تایمز ) این رمان را این گونه توصیف می کند: گسترۀ حماسی این رمان آثار گابریل گارسیا مارکز را در یاد زنده می کند.
ساراماگو در رمان کوری برای شخصیت ها اسم انتخاب نکرده است. با وجود این، پیچیدگی ای در رمان ایجاد نشده و خواننده به راحتی می تواند با شخصیت های رمان ارتباط ذهنی برقرار کند. ویژگی دیگر این رمان، در بازگشت های زمانی به گذشته و آینده در خیال شخصیت های رمان است که به زیبایی و جذابیت آن افزوده است.
داستان از ترافیکِ یک چهارراه آغاز می شود. رانندهٔ اتومبیلی به ناگاه دچار کوری می گردد. به فاصلهٔ اندکی، افراد دیگری که همگی از بیماران یک چشم پزشک اند، دچار کوری می شوند. پزشک با معاینهٔ چشم آن ها درمی یابد که چشم این افراد به طور کامل سالم است، اما آن ها هیچ چیز نمی بینند. جالب آن است که برخلاف بیماری کوری، که همه چیز سیاه است، تمامی این افراد دچار دیدی سفید می شوند.
پزشک می فهمد که این، نوعی کوری است که به چشم ارتباطی پیدا نمی کند. از طرف دولت، تمامی افراد نابینا جمع آوری و در یک آسایشگاه اسکان داده می شوند. پزشک نیز خود دچار این بیماری می شود. پلیس برای جلوگیری از شیوع بیماری، پزشک را نیز روانهٔ آسایشگاه می کند. همسر پزشک نیز به دروغ اذعان به کوری می کند تا بتواند در کنار شوهرش باشد. آن ها به آسایشگاه یادشده برده می شوند. در آن آسایشگاه تمامی افراد نابینا هستند. نیروهای امنیتی برای افراد غذا تهیه می کنند، اما برای عدم سرایت کوری به آنها، تنها غذاها را تا دربِ ورودی آسایشگاه حمل می کنند. نابینایان برای تقسیم غذا با هم درگیر می شوند. کم کم خوی حیوانیِ افراد در این وضعیت فلاکت بار بروز می کند. کثافت، فحشا و… آسایشگاه را فرا می گیرد. عده ای از کورها، تحویل غذا را به دست می گیرند و غذا را به افراد دیگری می فروشند. کورها، برای زنده ماندن، از تمامی چیزهای باارزشِ خود می گذرند تا به جایی می رسد که افراد زورگیر از کورها زن هایشان را طلب می کنند. درنهایت، کورها راضی می شوند تا زنان خود را برای به دست آوردن خوراک به آن ها بفروشند.
کوری (ساپونه). کوری شهری در شهرستان ساپونه در استان بازگا در بورکینافاسوی مرکزی است و جمعیت آن ۹۲۵ نفر است.
کوری (فیلم ۲۰۰۸). کوری ( به انگلیسی: Blindness ) نام فیلمی از کارگردان برزیلی فرناندو مریلس است که براساس رمانی از ژوزه ساراماگو به همین نام ــ که در سال ۱۹۹۸ جایزهٔ نوبل ادبیات را به دست آورد ــ ساخته شده است. شصت ویکمین جشنوارهٔ فیلم کن نیز با این فیلم گشایش یافت.
فیلم کوری داستان شهری است که تعداد زیادی از جمعیت آن به طور ناگهانی کور می شوند و در این بین اتفاقات زیادی رخ می دهد.
در این فیلم بازیگرانی چون جولیان مور، مارک روفالو، سوزان کوین، دنی گلوور و گائل گارسیا برنال ایفای نقش کرده اند. جولیان مور در فیلم کوری نقش اصلی را ایفا می کند. او در فیلم تنها کسی است که در شهر قدرت بینایی دارد.
گروه هایی از نابینایان به ویژه در ایالات متحده، از این فیلم انتفاد کرده اند. از جمله فدراسیون ملی نابینایان آمریکا در بیانیه ی خود اشاره کرده: «فیلم "کوری" کلیشه های نادرست رایج درباره ی نابینایان را تقویت می کند؛ کلیشه هایی از این قبیل که نابینایان به خودشان اهمیت نمی دهند و دائماً سر ناسازگاری دارند. »
کوری (فیلم ۲۰۱۶). کوری ( به لهستانی: Zaćma ) نام یک فیلم درام لهستانی به کارگردانی ریشارد بوگایسکی محصول ۲۰۱۶ است.
فیلم قسمت گنگ و مبهمی از زندگی جنایتکاری استالینست به نام جولیا بریستیژر را نمایش می دهد. او افسر سازمان امنیت عمومی است و به دلیل شکنجه وحشیانه زندانیان هنگام بازجویی با نام مستعار «لونای خونخوار» شناخته می شود. اوایل دهه ۶۰ میلادی سر کله جولیا در موسسه ای برای نابینایان نزدیک ورشو پیدا می شود. این مؤسسه محل رفت وآمد کاردینال استفان وژنسکی، اسقف اعظم لهستان است. کاردینال وژنسکی بین سال های ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۶ تحت نظارت جولیا بریستیژر زندانی بوده است. جولیا در گفتگویی سخت و پرهیجان با کاردینال به ایدئولوژی کمونیست پشت و برای جنایت هایش طلب بخشش می کند.
کوری (لاتزیو). کوری ( به ایتالیایی: Cori ) یک کومونه در ایتالیا است که در استان لاتینا واقع شده است. کوری ۸۶ کیلومتر مربع مساحت و ۱۱٬۲۴۹ نفر جمعیت دارد و ۳۸۴ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
شهر پفکی خواهرخواندهٔ کوری ( لاتزیو ) هست.

دانشنامه آزاد فارسی

کوری (curie)
یکای قدیمی پرتوزایی، با نماد C، و برابر با ۱۰۱۰×۳.۷ بکرل. پرتوزایی یک گرم رادیومحدود یک کوری است. این یکا را به افتخار فیزیک دان فرانسوی، پیِر کوری، نام گذاری کرده اند.
کوری (پزشکی). رجوع شود به:نابینایی

ویکی واژه

نابینایی.

جمله سازی با کوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آلیسون آراخو سانتوس در تیم‌های فوتبال کوریتیبا سابقهٔ حضور دارد.

💡 هر لحظه و هر ساعت بر کوری هشیاری صد رطل در آشامم بی‌ساغر و بی‌ آلت