کهوف
لغت نامه دهخدا
کهوف. [ ک ُ ] ( ع اِ ) ج ِ کهف. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به که-ف ش-ود.
فرهنگ معین
(کُ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ کهف.
فرهنگ عمید
= کهف
فرهنگ فارسی
جمع کهف
( اسم ) جمع کهف غارها.
ویکی واژه
جِ کهف.
جمله سازی با کهوف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بدیل گلشن و طارم مکن جبال و سهول عدیل مجلس و خلوت مکن کهوف و شعاب
💡 معبدش گاه در حریم حرم مسجدش گاه در کهوف جبال