کندذهن

مترادف‌ها

کم‌هوش، دیرفهم، کُندفهم

متضادها

تیزهوش، باهوش، هوشمند

لغت نامه دهخدا

کندذهن. [ ک ُ ذِ ] ( ص مرکب ) کودن و کم هوش. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ). دیریاب. دیرفهم. کودن. که درس دیر آموزد. بلید. کورذهن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مغفل. ( منتهی الارب ). و رجوع به کندذهنی شود.

فرهنگ معین

(کُ. ذِ ) (ص مر. ) کم هوش، کودن.

فرهنگ عمید

کم هوش، کودن.

فرهنگ فارسی

کودن کم هوش.

ویکی واژه

کم هوش، کودن.

جمله سازی با کندذهن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می‌توان به ساقدوش‌ها، ویدئوی سکس، اداره، کندذهن‌ها و آن‌ها باهم آمدند اشاره کرد.

💡 معلم با صبر و حوصله بسیار زیاد سعی داشت مفاهیم پیچیده ریاضی را برای دانش‌آموز کندذهن توضیح دهد تا او بتواند در آزمون‌های بعدی موفق شود.

💡 در آن دوران، بسیاری از افراد کندذهن به دلیل عدم دسترسی به آموزش صحیح، در جامعه مورد بی‌مهری قرار می‌گرفتند و فرصت‌های رشد را از دست می‌دادند.

💡 او هرگز خود را کندذهن نمی‌دانست، بلکه معتقد بود که سرعت یادگیری او متفاوت است و نیاز به تمرکز بیشتری در محیط‌های شلوغ دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران