کمبود غذا

مترادف‌ها

قحطی، گرسنگی

متضادها

فراوانی غذا

فرهنگستان زبان و ادب

{food shortage} [تغذیه] کمیابی گستردۀ غذا در یک جمعیت که معمولاً با سوءتغذیۀ منطقه ای همراه است

ویکی واژه

کمیابی گستردۀ غذا در یک جمعیت که معمولاً با سوءتغذیۀ منطقه‌ای همراه است.

جمله سازی با کمبود غذا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تعداد کل زندانیان در سه سال پس از ساخت اردوگاه به ۵۲٬۰۰۰ تن از ۳۲ ملیت مختلف رسید. این زندانیان از لهستان، اتحاد جماهیر شوروی، هلند، فرانسه، آلمان نازی، مناطق اسلون‌زبان یوگسلاوی سابق، و نروژ بودند. اردوگاه به ویژه برای زندانیان شب و مه ترتیب داده شده بود که اغلب شامل جنگجویان گروه‌های مقاومت می‌شدند. این اردوگاه به منظور کار اجباری و نیز انتقال ساخته شده بود، و بسیاری از زندانیان آن به دیگر اردوگاه‌های کار اجباری نازی فرستاده می‌شدند. با ادامه جنگ، اردوگاه کارکرد کشتار را نیز به دست آورد. بعضی زندانیان از شدت کار کردن و نیز کمبود غذا کشته می‌شدند. شمار کشته‌شدگان‌شدگان به ۲۲٬۰۰۰ تن در اردوگاه اصلی و زیربخش‌های آن تخمین زده می‌شود.

💡 به دلیل خشکسالی‌های شدید و طولانی‌مدت در مناطق خشک، بسیاری از روستاییان با مشکل جدی کمبود غذا و از دست رفتن محصولات کشاورزی مواجه شده‌اند.

💡 سازمان‌های بین‌المللی کمک‌های بشردوستانه خود را برای مقابله با کمبود غذا در مناطق جنگ‌زده و آسیب‌دیده از بحران‌های انسانی ارسال می‌کنند.

💡 مدیریت صحیح منابع آب و بهبود تکنولوژی‌های کشاورزی می‌تواند از بروز بحران‌های بزرگ و کمبود غذا در آینده برای جمعیت رو به رشد جهان جلوگیری کند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران