کفایی

فرهنگ معین

(کِ ) [ ع. کفائی ] (ص نسب. ) منسوب به کفایت.، واجب ~ امری واجب که چون یک تن آن را انجام دهد، اجرای آن از عهدة دیگران ساقط شود. مق واجب عینی.

فرهنگ عمید

مربوط به کفایت: واجب کفایی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به کفایت. یا واجب کفائی. امری واجب که چون یک تن آنرا انجام دهد اجرای آن از عهد. دیگران ساقط شود مقابل واجب عینی.

ویکی واژه

منسوب به کفایت.؛ واجب ~ امری واجب که چون یک تن آن را انجام دهد، اجرای آن از عهدة دیگران ساقط شود. مق واجب عینی.

جمله سازی با کفایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معتمدی در سال ۱۳۷۶ با حکم محمدرضا عارف، کمیته خودکفایی مخابرات متشکل از چند تن از معاونان و مدیران وزارت پست و تلگراف و تلفن مخابرات و به صورت مشترک با سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی ایران تشکیل شد که مدیریت این کمیته با معتمدی بوده‌است.

💡 یک پنجم باغ‌های کشور در این استان قرار دارد و نقش اساسی در تأمین محصولات زراعی و خودکفایی در تولید گندم در سال ۸۸ داشته‌است. هم‌اکنون در سند توسعه این استان رسیدن به عنوان سومین استان توسعه یافته کشور پس از تهران و اصفهان، برنامه‌های قابل توجهی در حال اجراست که تا سال ۱۳۹۵ محقق خواهد شد.

💡 در سال ۲۰۰۸، معاونت عملیات نیروی هوایی ایران نقشه راه ارتقای اف۱۴ را تا سال ۲۰۲۰ منتشر نمود. جهاد خودکفایی و تحقیقات صنعتی نیروی هوایی وظیفه یافت با تمام پیمانکاران غیرنظامی با تفویض مسئولیت سامانه‌های مورد نیاز، فناوری و قطعات یدکی را فراهم نماید.