کشندگی
مترادفها
مرگآوری، مرگبار بودن
متضادها
بیخطر بودن
لغت نامه دهخدا
کشندگی. [ ک َ / ک ِ ش َ دَ /دِ ] ( حامص ) حالت و عمل کَشنده. ( یادداشت مؤلف ).
کشندگی. [ ک ُ ش َ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت و عمل کُشنده. ( یادداشت مؤلف ). || قتال. جدال. خونریزی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
حالت و عمل کشنده یا قتال. جدال
جمله سازی با کشندگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عفونت با نگلیریا نادر است اما «میزان کشندگی»[پ] این بیماری بسیار بالاست.
💡 ویروسی که سبب آلودگی انسان شدهاست، قدرت کشندگی بالایی دارد.
💡 در شوروی سابق و همزمان با اوجگیری جنگ ویتنام، مطالعات بر روی نسل جدید سلاحها آغاز شد. روسها با مطالعه بر روی اسلحه ام-۱۶ آمریکایی و مهمات جدید ۴۵*۵٫۵۶ میلیمتری آن اسلحه آکا-۷۴ و مهمات ۳۹*۵٫۴۵ میلیمتری را توسعه دادند. این مهمات به نسبت مدل قبلی روسی یعنی ۳۹*۷٫۶۲ میلیمتری سبکتر بوده و از کشندگی بیشتری در برابر انسان برخوردار بود. اما ضریب نفوذ ان در اجسام سخت کمتر از نمونه اصلی بود
💡 میزان کشندگی این نوع مواد شیمیایی در آزمایشهای آزمایشگاهی بسیار بالا گزارش شده است که نیاز به برخورد بسیار احتیاطآمیز با آنها دارد.
💡 تحلیلگران معتقدند که کشندگی سلاحهای جدید در جنگهای مدرن، میتواند منجر به تلفات بسیار گسترده و فاجعهباری در میان غیرنظامیان شود.
💡 با بررسی ویژگیهای بیولوژیکی این باکتری، مشخص شد که کشندگی آن به دلیل توانایی بالا در تخریب سریع سلولهای بدن انسان است.