فرهنگ معین
(کَ کَ نِ فَ لَ ) (اِمر. ) دو ستارة نسر واقع در صورت فلکی شلیاق یا چنگ رومی و نسر طایر در صورت فلکی عقاب.
(کَ کَ نِ فَ لَ ) (اِمر. ) دو ستارة نسر واقع در صورت فلکی شلیاق یا چنگ رومی و نسر طایر در صورت فلکی عقاب.
(طایر و واقع ): [ بخت همام گفت که ما را همای دان کز مغز کرکسان فلک استخوان ماست. ] ( خاقانی. سج. ۷۹ )
دو ستارة نسر واقع در صورت فلکی شلیاق یا چنگ رومی و نسر طایر در صورت فلکی عقاب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از پی جدی کرکسان فلک پر برین سبز آشیانه زدند
💡 ز آن تیغ کو بنفشتر است از پر مگس منقار کرکسان فلک میهمان اوست