کرمو
لغت نامه دهخدا
کرمو. [ ک ِ ] ( ص نسبی ) ( از: کرم + و، پسوند اتصاف و دارندگی ) کرموندی.کرم زده. دارای کرم. کرم خورده. که در آن کرم باشد. که در وی کرم افتاده بود. مُدَوَّد. ( یادداشت مؤلف ). || حسود. رشگن. رشگین. ( یادداشت مؤلف ).
کرمو. [ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان قشلاق بزرگ بخش گرمسار شهرستان محلات. جلگه ای و معتدل است و 466 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
کرمو. [ ک ِ ] ( اِخ ) دهی است از توابع فردوس [ تون ] و غالباً آن را با ده دیگری در جنب آن بنام مُصابی «مصعبی » نام می برند. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
(کِ ) (ص مر. ) (عا. ) کرم دار، کرم خورده.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنچه دارا ی کرم باشد کرمدار کرم خورده: میو. کرمو.
ویکی واژه
(عا.)
کرم دار، کرم خورده.
جمله سازی با کرمو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال کرمونزه، باشگاه فوتبال پروجا، باشگاه فوتبال چیتادلا، و باشگاه فوتبال اتلتیکو آرتزو اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال کرمونزه، باشگاه فوتبال پیاچنزا، و باشگاه فوتبال جنوآ اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال کرمونزه، باشگاه فوتبال اینتر میلان، باشگاه فوتبال برشا، و باشگاه فوتبال آتالانتا اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه اینترمیلان، آولینو، جنوا، پارما و کرمونزه اشاره کرد.
💡 قال النّبیّ (ص) حکایة عن اللَّه عزّ و جلّ: هذا دین ارتضیته لنفسی و لن یصلحه الّا السّخاء و حسن الخلق، فأکرموا بهما ما صحبتموه.
💡 اگر میوهها به درستی در انبارها نگهداری نشوند، به سرعت کرمو شده و باعث ضرر مالی بسیار زیادی به تولیدکنندگان محصولات کشاورزی میگردند.
💡 کشاورز با مشاهده نشانههای کرمو بودن میوهها در باغ، متوجه شد که باید سریعاً برای مقابله با آفات، از روشهای جدید حفاظتی استفاده کند.
💡 پس از مدتی نگهداری در محیط مرطوب و گرم، میوههای رسیده ممکن است به شدت کرمو شده و برای مصرف شدن کاملاً غیرقابل استفاده باشند.