فرهنگ معین
(کَ ) (ص. ) کناره گیر. نقیض میانجی.
(کَ ) (ص. ) کناره گیر. نقیض میانجی.
کناره گیر. نقیض میانجی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چوشاپور مهتر کرانجی بود که اندر سخنها میانجی بود
💡 میان سخنها میانجی بوید نخواهند چیزی کرانجی بوید