کجرو. [ ک َرَ / رُو ] ( نف مرکب ) کج رونده. که صراط مستقیم نپوید. رونده براه کج. که براه مستقیم نرود:
تا در این رشته ای که مسکن تست
نفست ار کجرو است دشمن تست.سنائی.فلک کجروتر است از خطترسا
مرا دارد مسلسل راهب آسا.خاقانی.سرآهنگ پیشینه کجرو کند
نوایی دگر در جهان نو کند.نظامی.همچو فرزین کجرو است ورخ سیه بر نطع شاه
آنکه تلقین می کند شطرنج مر لیلاج را.مولوی.عرقال؛ مرد کجرو که به راه مستقیم نیاید و ثبات نورزد. ( منتهی الارب ).
۱. کج رونده.
۲. آن که به راه راست نرود، کسی که به راه خطا می رود.
کج رونده که صراط مستقیم نپوید. رونده براه کج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می شود از تنگدستی نفس کجرو مستقیم در ره باریک گردد پیچ وتاب مارکم
💡 سفله را بیدستگاهی خضر ره راستیست این پیاده کجروی نگرفت تا فرزین نشد
💡 آغاز مکن کجروی ای دوست که هر کار بیرون رود از راستی انجام ندارد
💡 نیست ممکن چرخ کجرو راست گردد با کسی راستی چون تیر جستن از کمان بی حاصل است
💡 عارفان تلخ لب خود به شکایت نکنند کجروی های فلک گردش جام است اینجا
💡 ز کجروی نبرد هیچ کس به مقصد راه که تیر را بجز از راستی عصایی نیست