کاگل
لغت نامه دهخدا
کاگل. [ گ َ ] ( اِ ) کلک و قلم تحریر. || نی میان تهی که در میان آب روید. ( ناظم الاطباء ). ظاهراً تحریفی است از کاکوگل.
کاگل. [ گ ِ ] ( اِ مرکب ) مخفف کاهگل. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(گِ ) (اِ. ) ۱ - کلک، قلم. ۲ - نوعی نی که میان آب می روید.
فرهنگ عمید
۱. نوعی نی که در میان آب می روید، نی.
۲. کلک، قلم.
فرهنگ فارسی
( اسم ) گلی که در آن کاه کنند و در ساختمان دیوار گلی و امثال آن بکار برند.
ویکی واژه
کلک، قلم.
نوعی نی که میان آب میروید.
جمله سازی با کاگل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نرم کاگل سخت سم مالیده مو برچیده ناف خورد سر کوچک دهن فربه سرین لاغر میان
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به طولانیترین روز، دروازههای پاریس، مادام بوواری، و کاگلیوسترو اشاره کرد.
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به رومئو و ژولیت، نقاب شیطان، کاگلیوسترو و اتلو اشاره کرد.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به جادوگران تاریکی، فیلمبرداری در پالرمو، کتاب مقدس، زندگی در آب با استیو زیسو، جهش در تاریکی، راهنمای عشق، کاگلیوسترو، شیطان در بدن، من و پسرم – ماجراهای جدید برای کمیسر ویوالدی و من و پادشاه اشاره کرد.