لغت نامه دهخدا
کارنگ. [ رَ ] ( ص ) صاحب طرب. ( جهانگیری ) ( برهان ) ( آنندراج ). || چرب زبان. ( جهانگیری ). چرب زبان و زبان آور. ( برهان ) ( آنندراج ). فصیح.
کارنگ. [ رَ ] ( ص ) صاحب طرب. ( جهانگیری ) ( برهان ) ( آنندراج ). || چرب زبان. ( جهانگیری ). چرب زبان و زبان آور. ( برهان ) ( آنندراج ). فصیح.
(رَ ) (ص فا. ) ۱ - زبان آور، چرب زبان. ۲ - صاحب طرب.
١. چرب زبان، زبان آور، فصیح.
٢. صاحب طرب.
چرب زبان، زبان آور، فصیح، صاحب طرب
چرب زبان
( صفت ) چرب زبان زبان آور فصیح.
اسم: کارنگ (پسر) (فارسی) (تلفظ: kārang) (فارسی: کارنگ) (انگلیسی: karang)
معنی: کسی که آوای خوبی دارد، خوش نوا، زبان آور، صاحب طَرب، چرب زبان
زبان آور، چرب زبان.
صاحب طرب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنستر در سن ۱۶ سالگی به همراه خانواده اش به آمریکا مهاجرت کرد. او در رشته مهندسی برق و ریاضیات از دانشگاه کارنگی ملون فارغالتحصیل شد. در سال ۱۹۸۰، او به عنوان مهندس برای شلمبرگر مشغول به کار بر روی سکوهای نفتی آنها در خلیج مکزیک شد.
💡 الان از مرگ آقای اوراژ باخبر شدم که سالها راهنما و آموزگار شما و دوست دنیای درونی و جوهری من بود. از شما دعوت میکنم که در شامگاه نه نوامبر در ساعت ۹ در استودیوی دوشیزه بنتلی در تالار کارنگی برای بزرگداشت او و ایراد سخنانی به یادش گردآیید که در طول آن برخی از موسیقیهای مورد علاقهٔ او و برخی از قطعاتی که من در زمان اقامت او در پریوره ساختم و به او تقدیم کردم، نواخته میشود.
💡 ۱۹۲۵: کمک هزینهٔ ۲۵۰۰ دلاری بنیاد کارنگی برای پژوهش دربارهٔ فرسایش موزه
💡 شورای اداری مسئولیت جنبههای مالی عملکرد آکادمی را بر عهده دارد. این یک هیئت هلندی است که اعضای آن دارای ملیت هلندی است و رئیس وی همیشه شخصیت برجسته ای است شورای اداری روابط نزدیکی با بنیاد کارنگی هلندی دارد که کاخ صلح را در اختیار دارد و اداره میکند.
💡 روی شرم آلود او را دیده بان در کارنیست می کند هر قطره خوی کارنگهبان دگر