کاراسته

لغت نامه دهخدا

کاراسته. [ ت َ / ت ِ] ( اِ ) چوب و تخته و مصالح بنائی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(تَ یا تِ ) (اِ. ) چوب، تخته و دیگر مصالح بنایی.

فرهنگ فارسی

چوب و تخت و مصالح بنائی
( اسم ) چوب و تخته و دیگر مصالح بنایی.

ویکی واژه

چوب، تخته و دیگر مصالح بنایی.

جمله سازی با کاراسته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از ملک ملوک ما درین بیت جلیل کاراسته صد بلا از آئین جمیل

💡 راست کن طارم کاراسته شد گلشن تازه کن جانها جانا به می روشن

💡 سوزان شود نزاری از عشق تو هر آن گه کاراسته ببیند در بزم پادشاهت

💡 این بس نبود ز عشق تو حاصل من کاراستهٔ وصل تو باشد دل من

💡 هنگام بهارست بتا باده بیار کاراسته شد بزم طرب همچو نگار

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز