فرهنگ معین
(حامص. ) بیهوده گویی.
(حامص. ) بیهوده گویی.
بیهوده گویی، یاوه سرایی.
۱ - خاییدن گیاه موسوم به ژاژ. ۲ - بیهوده گویی ترفند بافی.
بیهوده گویی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طریقِ مردمِ سنجیده خودستایی نیست که کارِ آتشِ یاقوت ژاژخایی نیست
💡 ازین ژاژخایی زبان را ببند که گفتار بیهوده نبود پسند
💡 اگر خموش نشیند دلش سیاه شود چوشعله هر که بدآموز ژاژخایی شد
💡 نه بدنفسی و بی وفایی کند نه بی شرمی و ژاژخایی کند
💡 نه بد نفسی و بیوفایی کند نه بیشرمی و ژاژخایی کند