لغت نامه دهخدا
چکانه. [ چ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) بمعنی چغانه است. ( اوبهی ). || چِکَّه. لَکَّه:
پر مکن جام ای صنم امشب چو دوش
کت همه جامه چکانه برچکید.سنائی.
چکانه. [ چ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) بمعنی چغانه است. ( اوبهی ). || چِکَّه. لَکَّه:
پر مکن جام ای صنم امشب چو دوش
کت همه جامه چکانه برچکید.سنائی.
=چغانه
=چکه٢
( اسم ) چکه.
بمعنی چغانه است.
{trigger} [مهندسی مخابرات] نشانک/ سیگنالی که باعث وقوع پدیده یا عمل ناگهانی در مدار شود
نشانک/ سیگنالی که باعث وقوع پدیده یا عمل ناگهانی در مدار شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پر مکن جام ای صنم امشب چو دوش کت همه جامه چکانه بر چکید