چوشک

لغت نامه دهخدا

چوشک. [ ش َ ] ( اِ ) کوزه را گویند که لوله داشته باشد و آن را بلبله نیز خوانند. ( جهانگیری ). کوزه لوله دار را گویند. ( برهان ) ( فرهنگ نظام ) ( ناظم الاطباء ). کوزه لوله دار کوچک مأخوذ از چوشیدن که بمعنی مکیدن است. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). بلبلی. چون لوله آن رادر دهن گذاشته آب میخوردند. شاید تشبیه به مکیدن پستان شده که چوشیدن است. ( فرهنگ نظام ). کوزه کوچک آبخوری. از چوشیدن است یعنی مکیدن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(شَ ) (اِ. ) کوزة لوله دار.

فرهنگ عمید

کوزۀ کوچک لوله دار، بلبله.

ویکی واژه

کوزة لوله دار.

جمله سازی با چوشک

💡 چوشکست‌کشتی‌ات از قضا به محیط‌گم شو و برمیا که مباد غیرت سوختن فکند چوتخته به ساحلت

💡 سؤال بوسه مارا زلب جوابی ده بزیر لعل چوشکر مدار پنهان در

💡 گفتم به لب چوشکر نابی بگفت لیک لذت کسی ز شکر نابم نمی برد

💡 زچهره ی عدوت، گشت عیش من چوشکر که عیشها را شیرین کند چو شکر زر

💡 بر عود تربت تو چوشکر بسوختیم از شکرت بپرس که: این آتش از کجاست؟

💡 پیچوشکین اولین قتل خود را در سال ۱۹۹۲ با قتل دوستش مرتکب شد که آن را اولین عشق خود به قتل توصیف می‌کند.