فرهنگ معین
(چِ یا چُ چِ ) ۱ - (ق تشب. ) آن طور، آن سان. ۲ - (حر رب. ) از ادات شرط و تعلیق.
(چِ یا چُ چِ ) ۱ - (ق تشب. ) آن طور، آن سان. ۲ - (حر رب. ) از ادات شرط و تعلیق.
چون، آنچه، آنطور، آن سان، بنابر آنچه، هرگاه
۱- آنطور آنسان بطوری که: (( و این بنده مدت دولت هر قوم چنانچه در تواریخ یافته... ) ) ( تاریخ گزیده ): (( در اجرائ حکم سیاست بروی از زبان بریدن و میل کشیدن چنانچه اعتبار تمامت غمازان و مفسدان و مستخر جان گردد. ) ) ( ترجم. محاسن اصفهان ) ۲ - از ادات شرط و تعلیق اگر: (( چنانچه راستکار باشی رستگار شوی. ) ) یا اگر چنانچه. اگر مثلا اگر (( اگر چنانچه پسندیده است فمرحبا و اگر بخلاف این فرمانی بود در عهد. شکستن نباشم که فرمان سلطان باضطرار لازم بود... ) ) ( مجموع. مکاتیب غزالی )
💡 چنانچه فرد مورد نظر، آزاد نبوده و برده باشد (در اصطلاح آیات قرآن: آنچه دستهایتان داراست) باید از مالک برده برای نکاح اذن گرفته شود.
💡 زظلم و کفر آنها پر شد عالم عرصه شد تاریک چنانچه از لجن ابری بهر دشت و دمن بینی
💡 ولایت پروان در دوره کوشانی اهمیت پیدا میکند چنانچه کنشکای کبیر برای اولین بار شهر بگرام را به عنوان پایتخت تابستانی امپراتوری کوشانی اعلام کرد.
💡 دوم آنکه احتمال فایده و اثری بر امر و نهی خود بدهد پس چنانچه یقین داند یا ظن غالب او این باشد که اثری مترتب نمی شود امر به معروف و نهی از منکر واجب نخواهد بود.
💡 بیا و بر سر و چشم جهان نشین عمری که رفته ای ز بر من چنانچه جان ز بدن