چرخک
مترادفها
چرخ، قرقره
فرهنگستان زبان و ادب
{wheelchair} [عمومی] صندلی چرخ داری که از آن برای کمک به حرکت و جابه جایی بیماران و معلولان استفاده شود
جمله سازی با چرخک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گر زرت هست تویی رستم زال ورنه پیرزن چرخک ریسی
💡 مهندس مکانیک برای تعمیر دقیق ساعت قدیمی پدربزرگ، از یک چرخک بسیار کوچک و ظریف برای انتقال نیرو بین چرخدندهها استفاده کرد تا دوباره کار کند.
💡 در دستگاههای صنعتی قدیمی، چرخکهای فلزی نقش بسیار مهمی در کنترل سرعت حرکت قطعات متحرک و جلوگیری از اصطکاک بیش از حد با بدنه داشتند.
💡 برای کنترل جریان مواد در خط تولید کارخانه، باید چرخکهای تنظیمکننده را با دقت بسیار بالا و بر اساس استانداردهای فنی جدید بازبینی و تعمیر کرد.