چرخشنما
مترادفها
چرخشنما، بادنما
فرهنگستان زبان و ادب
{gyroscope, gyro} [هوافضا] چرخ دوّ ار و پُرسرعتی که وزن آن بر محور حلقۀ بیرونی متمرکز است و می تواند آزادانه عمود بر صفحۀ دَوَران در یک یا چند راستا بچرخد
ویکی واژه
چرخ دوّ ار و پُرسرعتی که وزن آن بر محور حلقۀ بیرونی متمرکز است و میتواند آزادانه عمود بر صفحۀ دَوَران در یک یا چند راستا بچرخد.
جمله سازی با چرخشنما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حسگر چرخشنما در تلفنهای همراه را ممکن است با حسگر شتابسنج یکسان بدانند اما در حقیقت کار این دو با هم تفاوت دارد. حسگر شتاب سنج ماهیت الکتریکی دارد اما حسگر چرخشنما بر پایه مکانیک میباشد. این حسگر به وسیلهٔ چرخش دو حلقه و چگونگی قرارگیری و حرکت آنها قابلیت تشخیص چرخش را ایجاد میکند.
💡 دریانوردان از دیر زمان از ابزار چرخشنما برای تعیین جهتهای جغرافیایی و مسیریابی دقیق در پهنه وسیع و بیکران اقیانوسها استفاده کردهاند.
💡 دقت در کارکرد چرخشنما برای جلوگیری از گم شدن در مناطق ناشناخته و پیمایش صحیح مسیرهای تجاری بسیار حائز اهمیت و ضروری است.
💡 تکنولوژیهای جدید حتی در ساخت چرخشنماهای دیجیتال نیز نقش مهمی ایفا میکنند تا دقت آنها در شرایط جوی مختلف افزایش یابد.