لغت نامه دهخدا
چایش. [ ی ِ ] ( اِمص ) چاییدگی. سرماخوردگی.
چایش. [ ی ِ ] ( اِمص ) چاییدگی. سرماخوردگی.
(یِ ) (اِمص. ) نک چاییدن.
سرماخوردگی، زکام، چایمان، چاییدگی.
( اسم ) عمل چاییدن
چاییدگی ٠ سرما خوردگی ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نارش از ساوه سیبش از خمسه قندش از روس و چایش از نمسه