در لغتنامه دهخدا، «پیوس» به معنی انتظار و امید آمده است و گاهی به صورت «پیوز» یا «بیوس» نیز نوشته شده است. در برخی کاربردها این واژه مفهوم طمع و توقع را نیز میرساند؛ یعنی حالتی که انسان با امید یا انتظار به چیزی چشم دارد. شاعران فارسی این واژه را در شعرهای خود برای بیان انتظار یا آرزو به کار بردهاند. برای نمونه، در شعر ابن یمین «عمر عزیز میرود اندر سر پیوس» یعنی عمر انسان در حال امید و انتظار میگذرد. در فرهنگ فارسی نیز «پیوس» به دو معنی اصلی انتظار و طمع ذکر شده است. فرهنگ معین این واژه را برابر با «بیوس» دانسته و همان معانی امید، انتظار و توقع را برای آن آورده است. در فرهنگ عمید نیز «پیوس» به عنوان اسم مصدر به معنای امید و انتظار معرفی شده است. بنابراین به طور کلی این کلمه واژهای ادبی است که به حالت چشمداشتن، امید داشتن یا توقع داشتن نسبت به چیزی اشاره میکند. این واژه امروز کمتر در زبان روزمره استفاده میشود و بیشتر در متون ادبی و کهن دیده میشود.
پیوس
لغت نامه دهخدا
پیوس. ( اِ ) انتظار. امید. پیوز. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). بیوس:
با عقل کار دیده بخلوت شکایتی
میکردم از نکایت گردون پرفسوس
گفتم ز جور اوست که ارباب فضل را
عمر عزیز میرود اندر سر پیوس.ابن یمین. || طمع. توقع. ( برهان ).
- به پیوسی؛ توقع. طمع:
به پیوسی از جهان دانی که چون آید مرا
همچنان کز پارگین امید کردن کوثری.انوری.افسوس که دور به پیوسی بگذشت
وین عمر چو جان عزیزم از سی بگذشت
اکنون چه خوشی و گر خوشی دست دهد
صد کاسه بنانی چوعروسی بگذشت.( از صحاح الفرس ).
فرهنگ معین
(اِ. ) = بیوس: ۱ - انتظار، امید. ۲ - طمع، توقع.
فرهنگ عمید
۱. = پیوسیدن
۲. (اسم مصدر ) امید، انتظار.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- انتظار امید: با عقل کار دیده بخلوت شکایتی میکردم از نکایت گردون پرفسوس. گفتم زجور اوست که ارباب فضل را عمر عزیز میرود اندر سر پیوس. ( ابن یمین ) ۲- طمع توقع.
دانشنامه عمومی
پاپ پیوس یکم ( به انگلیسی: Pope Pius I ) یکی از پاپ های کلیسای کاتولیک رم بود که در ایتالیا به دنیا آمد و بین سال های ۱۴۲ تا ۱۵۵ میلادی پاپ بود.